السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
407
تفسير الميزان ( فارسي )
بدن مركب از مشتى اعضاى مادى نيست تا با مرگ و بطلان تركيب و متلاشى شدنش به كلى معدوم شود ، بلكه حقيقت او روحى است علوى - و يا اگر خواستى بگو حقيقت او نفس او است - كه به اين بدن مركب مادى تعلق يافته ، و اين بدن را در اغراض و مقاصد خود به كار مىاندازد ، و زنده ماندن بدن هم از روح است ، بنا بر اين هر چند بدن ما به مرور زمان و گذشت عمر از بين مىرود و متلاشى مىشود ، اما روح ، كه شخصيت آدمى با آن است باقى است ، پس مرگ معنايش نابود شدن انسان نيست ، بلكه حقيقت مرگ اين است كه خداوند روح را از بدن بگيرد ، و علاقه او را از آن قطع كند ، آن گاه مبعوثش نمايد ، و بعث و معاد هم معنايش اين است كه خداوند بدن را از نو خلق كند و دوباره روح را به آن بدمد ، تا در برابر پروردگارش براى فصل قضاء بايستد . خداوند در اين باره مىفرمايد : « وَقالُوا أإِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ أإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ » « 1 » كه حاصلش اين است كه شما با مردن در زمين گم نمىشويد و معدوم نمىگرديد ، بلكه ملك الموت كه موكل بر مرگ است آن حقيقتى را كه لفظ « شما » و « ما » به آن دلالت مىكند ، و عبارت از جانها است مىگيرد و در قبضه او باقى مىماند و گم نمىشود ، آن گاه وقتى مبعوث شديد بسوى خدا برمىگرديد ، و دوباره بدنهاى شما بجانهايتان ملحق مىشود ، و باز شما شمائيد . پس براى آدميان حياتى است باقى كه محدود به عمر فانى دنيا نيست ، و عيشى است دائمى در عالم ديگرى كه با بقاى خداوندى باقى است ، و انسان در زندگى دومش بهره اى ندارد مگر آنچه كه در زندگى اولش از ايمان به خدا و عمل صالح كسب كرده ، و از مواد سعادتى كه امروز براى فردايش پسانداز نموده . پس اگر آدمى حق را پيروى كند ، و به آيات خدا ايمان بياورد ، در زندگى ديگرش به كرامت قرب و نزديكى به خدا ، و به ملكى كه كهنه نمىشود سعادتمند مىگردد ، و اگر به پستى و به سوى خاك بگرايد ، و فقط به دنيا توجه داشته باشد و از ياد خدا اعراض نمايد ، در زندگى ديگرش در شقاوت و هلاكت خواهد بود و مغلول به غل و زنجير نوميدى و خسران محشور خواهد شد ، و در مهبط لعنت و حضيض بعد قرار خواهد گرفت ، و از اصحاب آتش خواهد گرديد . خواننده محترم اگر به دقت و تامل كافى و وافى در اين بيانى كه گذشت نظر كرده باشد اين معنا برايش روشن شده است كه آيه * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ . . . » ) * ، صرف تهديد به
--> ( 1 ) سوره الم سجده آيه 10 و 11 .